آنیلآنیل، تا این لحظه: 13 سال و 18 روز سن داره
آرادآراد، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره

آنیل ، دختر مهر و ماه من و آراد ، نفسم

مادرانه

1394/7/30 10:52
نویسنده : مامان مهر
442 بازدید
اشتراک گذاری

دختر عزیزم بی نظیر من سلام

الان که برات می نویسم 30 مهر 1394 هست و شما 2 سال و 15 روز سن داری. الهی مادر فدات شه گلم. از

خدا سلامتی و سعادت برات می خوام. می دونی که برادری در راه داری . پزشکم گفت 23 آبان به جمع ما میاد.

این روزا زوزای سختیه دخترم. هم سنگین شدم. خوابم به هم ریخته. تپش قلب دارم و تنگی نفس . اما همش

نگران توام.

امیدوارم در حق تو کوتاهی نکنم. تو نفس منی. مایه غرور مادری من. امسال هم به احترام  پدر بزرگ که دیگه تو

جمع ما نیستن هم شرایط من تولد رسمی  برات  نگرفتیم.یه کیک گرفتیم   که بردیم مهد کودک با نی نی

ها  نوش جان کنین. که منم حتی حضور نداشتم. مربی ها عکس گرفتن و دادن به ما. اما تو خونه چند تایی

یادگاری ازت گرفتم. به امید خدا سال بعد جبران می کنم. 

عمو آرین و خاله مهرناز اما پیگیر بودن بیان برا تولد شما که یه کیک نخودی گرفتیم و پنج نفری شب شام دور

هم بودیم.

کم کم کارامو می کنم. گهواره داداش کوچولوتو به پا کردیم و وسایل رو چیدم. یه مدت مهمون اتاق ماستو همون

طور که شما بودی گل من. امیدوارم مثل شما نینی آرومی باشه که خدا توان بدن به هر دوتون برسم.

وضع غذا خوردنت بهتر شده شکر خدا. حداقل یه چیزایی می خوری .اخیرا به کشمش علاقه پیدا کردی و ماست

میوه ای. خیلی خوبه. خوشحالم.

من بابا هنوز سر اسم نی نی به توافق نرسیدیم. دیگه باید تصمیم بگیریم.

بابا یه هفته ای بود برا نمایشگاه دارویی رفته بود اسپانیا. برات یه پیراهن خوشگل آورده که با هم رفتین آتلیه و

برا تولدت با بابا عکس گرفتی. منکه دوس ندارم با این ریخت برم جلو دوربین. چاق و خسته و .....

موهاتو خودم با موزر دایی کوتاه کردم تا عید بهتر شه. بامزه شدی.

داداش کوچولو همش لگد میزنه و شیطونه. نمی دونم چه روزایی پیش رو داریم. از خدا کمک می خوام.

امیدوارم دوسش داشته باشی. و بدونی هر دو تون قلب من و بابا هستین.

واقعا چقدر این دو سال زود گذشت. خانوم کوچولوی ما. دوستت داریم.

 

 

پسندها (2)

نظرات (1)

مامان آنیل
30 مهر 94 19:06
انشالله که به سلامتی فارغ می شید . در کنار فرزندان تون روزهای خوبی را براتون آرزو می کنم.